متین امید زندگی مامان و بابا

متین پسر زیبای ما در 16 فروردین 94 متولد شد.

دلتنگی

مامان متین خوشکلم سلام مامانی قرار بود مامان بزرگ .و بابابزرگ تعطیلات نیمه شعبان بیان سمنان اما متاسفانه بابابزرگ چند روز قبل از اومدن به سمنان حالش بد می شه مامانی فکر می کنه که بابابزرگ حالش خوب می شه و میان سمنان اما متاسفانه بابابزرگ اصلا حالش خوب نبوده و رفته دکتر و باید دارو مصرف کنه و نمی توانه بیاد خلاصه مامانی حسابی دلش تنگ شده اما نمی تونه بره تهران چون هم شما واکسن داشتی هم امتحانای بابایی شروع شده بابابزرگ هم خیلی دلش برای شما تنگ شده . جند روز دیگه هم ماه رمضان شروع میشه و دیگه نمی شه رفت معمولا مامانی دو هفته یکبار میره تهران و مامان بزرگ وبابابزرگ رو میبینه اما ایندفعه خیلی طولانی شد . واسه بابابزرگ دعا میکنیم که انشاله حال...
19 خرداد 1394

واکسن دو ماهگی

مامانی خوشکلم سلام شنبه 16 اردیبهشت نوبت واکسن دوماهگی شما بود همه می گفتن واکسن راحتیه و من زیاد استرس نداشتم . شب قبلش شما دیر خوابیده بودی نزدیک ساعت 2 و نیم . صبح هم ساعت 6و نیم مامانی از خواب بیدار شد سریع به شما قطره استامینوفن رو داد جاتون رو عوض کرد و حدود ساعت 7 و نیم جلوی درمانگاه بود. اول قد و وزن شما رو اندازه گرفتن که خدا رو شکر خوب بود . بعد هم خانم مسئول در مرکز بهداشت گفت برید اتاق بغل واسه واکسن جالبه که شما آروم بودی الهی فدات بشم نمی دانستی قراره چه بلایی سرت بیاد بابایی شما رو گذاشت روی تخت و بهت واکسن زدن . مامانی نگاه نمی کرد آخه دل نداشت. اشک توی چشمای مامانی جمع شده بود جیغ بلندی کشیدی و حسابی گریه کردی الهی ب...
18 خرداد 1394

سفر به شهمیرزاد برای بار دوم

امروز پنج شنیه 15 خرداد و روز تعطیل بود امروز مامانی تو خونه با شما تنها بود و همش با هم می خوابیدین مامانی می اومد شما رو بخوابونه خودش هم می خوابید  امروز عمه مامانی زنگ زد که امروز سالگرد فوت مامان بزرگ مامانیه و همه فامیل میرن سر خاک مامانی گفت که به احتمال زیاد نمیایم چون بابایی سرکاره و دیر میاد ثانیا دوست نداشت شما رو تو این محیط های آلوده ببره . ولی به جاش وقتی حدود ساعت 7 بابایی اومد و دید که مامانی حوصله اش از تو خونه بودن سررفته مار و برد شهمیرزاد البته قبلش شمایه کار خرابی حسابی کردی حدود اذان مغرب شهمیرزاد بودیم و تو مسجدی که همون ابتدای ورود به شهره نماز خواندیم اولین بار بودکه تو مسجد با شما نماز می خواندم بنده خدا ...
15 خرداد 1394
1