متین امید زندگی مامان و بابا

متین پسر زیبای ما در 16 فروردین 94 متولد شد.

اتفاقات جدید

هر چی می بینه تقلید می کنه  روز ولادت پیامبره .  دارم مفاتیح می خونم اونم یه کتاب برداشته داره می خونه. هر چی می بینن انجام میدن  خرابکاری  جدیدا خیلی خیلی شیطون شدی روز جمعه 26 آذر بابایی سرکار بود من هم خونه رو مرتب کرده بودم . اما 10 دقیقه مونده به اومدن بابا گفتی آب میخووام تو لیوان شیشه ای بهت آب داادم خوردی میخواستی لیوان دستت باشه اما گفتم بیا لیوان پلاستیکی بگیر اما لج کردی و گریه کردی . خلاصه بهت لیوان شیشه ای دادم اما یک آن دیدم لیوان رو پرت کردی و لیوان فرانسوی من رو شکوندی . تموم خونه پر شیشه خرده شد . یه تیکه شیشه هم توی پام رفت .خیلی اذیت شدم پاهام خون میومد. باید مواظب میبودم که تو این طرف نیای که شیش...
27 آذر 1395

اتفاقات جدید

هر چی می بینه تقلید می کنه  روز ولادت پیامبره .  دارم مفاتیح می خونم اونم یه کتاب برداشته داره می خونه. هر چی می بینن انجام میدن  خرابکاری  جدیدا خیلی خیلی شیطون شدی روز جمعه 26 آذر بابایی سرکار بود من هم خونه رو مرتب کرده بودم . اما 10 دقیقه مونده به اومدن بابا گفتی آب میخووام تو لیوان شیشه ای بهت آب داادم خوردی میخواستی لیوان دستت باشه اما گفتم بیا لیوان پلاستیکی بگیر اما لج کردی و گریه کردی . خلاصه بهت لیوان شیشه ای دادم اما یک آن دیدم لیوان رو پرت کردی و لیوان فرانسوی من رو شکوندی . تموم خونه پر شیشه خرده شد . یه تیکه شیشه هم توی پام رفت .خیلی اذیت شدم پاهام خون میومد. باید مواظب میبودم که تو این طرف نیای که شیش...
27 آذر 1395
1