متین امید زندگی مامان و بابا

1

از شیر گرفتن متین

مامانی خوشگلم سلام  انگار همین دیروز بود که میخواستیم تو از سینه شیر بخوری و سینه نمی گرفتی نه به الان که تو میخوای جی جی بخوری و من دیگه مجبورم تو رو از شیر بگیرم . مامانی خوشگلم تو 16 فروردین دو سالت میشه و چه زود داری بزرگ میشی عزیزم . من و تو از جمعه رفتیم تهران پیش بابا جون و مامانی . از شب های شلوغ قبل عید بگیر و ترافیک و شلوغی خرید تا بودن کنار کسایی که خیلی دوستشون داریم . خیلی خوب بود لحظه سال تحویل که من و تو بابایی کنار هم بودیم با مامانی و دایی ایمان . دایی حمید و حسنی جون رفته بودن مسافرت خارج از کشور و باباجون هم سرکار بود خلاصه سال رو تحویل کردیم شب موقع نماز رفتیم امامزاده حمیده خاتون و شب سبزی پلو با ماهی که خیلی خیلی...
6 فروردين 1396
1