متین امید زندگی مامان و بابا

1

مامانی امتحانات را میدهد

1396/12/25 1:50
نویسنده : مامان متین
71 بازدید
اشتراک گذاری
مامانی سلام

یادمه یکبار برات نوشتم از حس و حال درونی ام از این که نکنه بهت ضربه زدم آخه ایام امتحانا خیلی اذیت میشدی اصلا من رو نمیدیدی . همش تواتاق بودم و درس میخوندم میومدی پشت در اتاق و در می زدی و من  دلم برات می سوخت که نمی تونستم در رو برات باز کنم . چند تا کلمه رو خیلی خوب مبگی مامانی بگلت کنم . مامانی دوست دارم مامانی عاشقتم . وقتی آرومی به حرفم گوش می کنی میخوام دنیام رو به پات بریزم ولی وقتی چیزی رو پرت می کنی من رو کتک می زنی لجبازی و گریه می کنم کارخرابی می کنی خیلی ناراحت میشم و ابن جور مواقع اعصالم میریزه بهم واقعا احساس می کنم سن که میره بالا حوصله آدم کم میشه . الان در سال ۹۶ خدا رو شکر درسهام تموم شده و مونده پروپوزال و پایان نامه که انشالا اونم حل میشه . از بابایی خم خیلی باید تشکر کنم که پا به پای من ایستاد و در موقع امتحانات خیلی هوای من رو داشت و سر منین رو گرم میکرد متین رو  خانه بازی باربد میبرد و خلاصه هر طور شده با بردن خونه مامانش و ... سرگرمش می کرد تا من با خیال راحت تو خونه درس بخونمخدایا اول شکرت به خاطر کمک هات و همسرم و خانواده خووم و خانوا ه همسرم بابت کمک هاشون . ممنون
پسندها (3)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف