متین امید زندگی مامان و بابا

متین پسر زیبای ما در 16 فروردین 94 متولد شد.

مسافرت

1397/1/16 18:13
نویسنده : مامان متین
30 بازدید
اشتراک گذاری
سلام مامان جون . امسال هفته دوم فروردین به اصرار دوست بابایی راهی اصفهان شدیم پنج شنبه صبح حرکت کردیم و ناهار رو بین راه قم و کاشان در مجتمع نارال ستاره خوردیم غذا لوبیا پلو بود که مامان جون درست کرده بود . بعد حدود ساعت ۷ به اصفهان رسیدیم و رفتیم خونه دوست بابایی که مرد بسیار خوش برخورد و مهمون نوازی بود . بعد از خوندن نماز رفتیم در شهر دور زدیم خمراه دوست بابایی رفتیم میدان نقش جهان اصفهان و فالوده بستنی خوردیم . شب دوست بابایی برامون شام کباب خرید که چون خیلی دیر وقت بود و عمو عای کارت هاش رو گم کرده بود و ناراحت بود زیاد نتونستیم غذا بخوریم . حدود ساعت ۲ خوابیدیم . و صبح صبحانه مفصلی خوردیم و به سمت آکواریوم و باغ پرندگان رفتیم . آکواریوم فوق العاده بود بسیار زیبا بلیطش نفری ۱۸ تومن بود و بسیار شلوغ و کلی در صف ایستادیم و جای پارک خم پیدا نمی شد بعد رفتیم باغ پرندگان متین خواب بود اما بت صدای پرندگان و زیبایی اونجا بیدار شد کلی عکس گرفتیم متین یک لحظه که متوجه نشدیم صورتش  نمی دونم به کجا خورد خراش برداشت . روی گونه پیشونی و زیر چشمش خراش برداشت . خیلی ناراحت شدم . بعد خم شب رفتیم سمت سی و سه پل و پل خواجو . هوا شب ها سرد بود . شب زودتر رفتیم خونه شام  خوردیم  و خوابیدیم . فردا صبح میخواستیم بریم سافاری اطراف اصفهان . صبح ساعت ۷ آماده جلوی در بودیم  ساعت ۸ به کوهپایه رسیدیم در مسیر یک امامزاده هم دیدیم که به ما گفتند پسر امام رضا در این جا دفن هستند  . یه تابلو قلم زنی هم خریدیم . اما دیگر نشد سافاری برویم چون هوا گرم شده بود . تو سماور ذغالی چایی درست کردیم  و حدود ساعت ۴ به سمت یزد حرکت کردیم . موقع نماز به شهر اشکذر رسیدیم . و همان جا یک سوییت اجاره کردیم تا شهر یزد ۸ کیلومتر راه بود . شب میدان امیر چخماق دور زدیم . و شام املت خوردیم . صبح فردا به دیدن باغ دولت آباد رفتیم بسیار زیبا بود از دست بابایی ناراحت بودم به خاطر تندی که به من کرده بود . بعد به خانه مشیر الممالک رفتیم . خیلی خانه زیبایی بود .  ناهار پیتزا در کافی شاپ خوردیم . و کلی عکس زیبا گرفتیم . بعد کولر ماشین که خراب شده بود رو درست کردیم به مجموعه کویر آفتاب رفتیم و لذت سافاری را امتحان کردیم . خیلی خوب بود . اما با متین خیلی ترس داشت دو دستی متین رو گرفته بودم که نیوفته از ته قلب دوستش داشتم و حس مادرانه ام حسابی گل کرده بود . به خاطر همین خیلی متوجه سافاری نشدم فقط میخواستم زودتر تموم بشه یه آش شوربی هم خوردیم که خیلی خوشمزه بود . شب خوابیدیم و صبح زود به مقصد شیراز حرکت کردیم . ظهر شیراز بودیم . به پاسارگاد رفتیم ساعت حدود ۲ مقبره کوروش رو دیدیم و زیارت کردیم ناهار جوجه در کباب سرای هخامنشی خوردیم که خیلی جالب نبود حدود ساعت ۷ در حرم شاهچراغ بودیم . و تا ساعت ۹ زیارت کردیم بعد رفتیم دنبال خونه . یه آپارتمان بسیار تمیز کرایه کردیم . فردا رفتیم باغ ارم . خیلی خوب بود . با لباس سنتی هم عکس گرفتیم . خیلی عالی بود بعد رفتیم مسجد نصیرالملک . یک فضای فوق العاده زیبا . با ستون های زیبا با پنجره های رنگی که نور زیبایی روی زمین نشسته بود . بعد هم ناهار رفتیم شیشلیک شاندیز مشهد خوردیم فوق العاده خوشمزه البته خیلی هم  گرون بود . بعد هم رفتیم ارگ کریم خان که بسیار زیبا بود . و بعد مجموعه زندیه حمام وکیل بازار وکیل مسجد وکیل هم نماز عشا خواندیم برای متین لباس سنتی خریدیم خیلی زیبا بود تو بازار نزدیک بود متین رو گم کنیم . صبح فردا رفتیم مقبره حافظ و سعدی و باغ دلگشا . و نماز هم در باغ دلگشا خواندیم .
پسندها (1)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف