متین امید زندگی مامان و بابا

1

بدون عنوان

سلام مامانی خوشکلم خیلی وقته که نیومدم و وبلاگت رو بروز نکردم وافعا معذرت می خوام مامانی خیلی حرف ها واسه گفتن دارم از واکسن چهار ماهگی ات از سرماخوردگیت از اولین سفرت به مشهد از سفرت به تهران از موندن هات پیش عزیز از مهمونی های دورهمی خانم ها خلاصه ..... فقط با عکس این اتفاقات رو می گم . مامانی الان که این مطلب رو می نویسم تو 12 روز از ورود به هفت ماهگی ات می گذره خیلی بامزه شدی هنوز کامل نمی تونی چهار دست و پا بری اما عقب عقب میری و زود خسته میشی جدیدا خیلی دوست داری بری زیر مبل ها و از اونجا واسم دالی کنی عاشق صدای سشواری و با شنیدن صداش یه طور عجیبی میشی و خیلی آروم میشی تو روروئک میشی و راه میری .جیغ میکشی و همش سرو صدا می ک...
28 مهر 1394
1